No-IMG

امریکا وچالش اجماع منطقوی در باره ی آینده ی افغانستان

مطيع الله تايب

 

در یک نگاه گذرا میتوان گفت که نسخه ی نو آقای بایدن برای برون رفت آنچه آنرا " آبرومندانه" ویا هم " مسئولانه " از " باتلاق " افغانستان میخوانند، با چالش های بسیاری روبرو خواهد شد. این چالشها در بعد داخلی اش بیشتر در چگونگی سرعت بخشیدن به گفتگو های صلح و توافق روی یک آتش بس میچرخند. در بعد داخلی همچنان چالش در چون وچرا های ساختن یک حکومت موقت هم نمایان است. اما اگر این چالشهای درونی را برای لحظه ی دست کم بگیریم، نمیشود از نزد چالش به میان آوردن یک اجماع منطقوی در باره ی آینده افغانستان به سادگی بگذریم.

به همان میزان که اجماع منطقوی برای صلح افغانستان سرنوشت ساز است، به همان اندازه به میان آوردن این اجماع دشوار وپیچیده است. این پیچیدگی هنوز هم پیچیده تر میگردد اگر ما نبود زمان کافی برای کاخ سفید را هم به آن بیفزاییم. طرح جدید که خلیلزاد با خود به کابل برد وبعدا نامه ی " صریح اللهجه " ی آقای بلینکن به " ولسمشر " به گونه ی گواهی از شتاب زدگی دست اندر کاران سیاست خارجی امریکا میدهد، واینکه آنها بر سر دو راهی "ماندن" و یا "رفتن" از افغانستان باید هر چه زود تر یک راه میانه با کمترین هزینه را سر وسامان دهند. چیزی شبیه رفتنی که به ماندن میماند ویا ماندنی که به رفتن شبیه است. ودر هر حالت آنچه پر نمایان است این است که کاخ سفید بدون اجماع منطقوی وهمکاری بین المللی چه به شکل ناتو واتحادیه اروپا وچه از زیر چتر ملل متحد به راه حل دلخواه خود نخواهد رسید.

بدون شک هنگامیکه کاخ سفید سخن از اجماع منطقوی در باره ی آینده ی افغانستان میزند، در گام نخست سر وکارش باید با پاکستان وایران باشد وبعدا قدرت های تاثیر گذار مانند هند وچین وروسیه واخیرا ترکیه. البته کشور های دیگری هم مانند اوزبیکستان وعربستان سعودی و قطر هم شاید در این میان نقشی کم رنگ تری داشته باشند. به میان آوردن یک اجماع میان منافع کوتاه مدت ودراز مدت این همه قدرت های خورد وبزرگ منطقوی در افغانستان کاریست زمانگیر ودشوار. اما پرسش این است که آیا اداره آقای بایدن پازل اجماع منطقوی را در یک مدت زمان کم میتواند حل نماید؟

معلوم میشود که داخل نمودن ترکیه در بازی سیاسی منطقوی افغانستان وپر رنگ تر نمودن نقش انقره در جستجوی یک صلح پایدار در افغانستان، یکی ازگزینه های است که واشنگتن روی آن سرمایه گذاری نموده است. روابطه نزدیک ترکیه با پاکستان وایران وروسیه از یک سو وجایگاه آن منحیث عضو پیمان ناتو، برای انقره فضای بزرگتری را برای ایجاد ومدیریت اجماع منطقوی فراهم میکند. از سوی دیگر افغانستان میتواند زمینه ی باشد برای ترمیم روابط انقره با واشنگتن که در این چند سال اخیر شکار تنش های پنهان واشکاری شده است. در این سیناریو انقره هم در پیدا نموده راه برون رفت " آبرومندانه " امریکا از افغانستان همکار خواهد بود وهم در رابطه با ایجاد توازن در اجماع منطقوی در برابر پلان های دراز مدت چین وروسیه وایران در کم رنگ نمودن حضور وتاثیر امریکایی ها در اسیای میانه و جنوب آسیا.

اینکه  ترکیه در زمینه ی تحقق بخشیدن اجماع منطقوی برای افغانستان تا کجا میتواند ایالات متحده را همکاری کند، هنوز تنها در حد یک چشمداشت است، اما در عمل کاری دشواری خواهد بود. به میان آوردن نوعی از توازن میان منافع امریکا وایران، وامریکا وچین وروسیه از یک سو، وبه میان اوردن نوعی از تفاهم میان منافع دو رقیب منطقوی هند وپاکستان در افغانستان از چالش های اساسی فرا راه اجماع منطقوی خواهد بود.

عادتا کشور های که اطراف تنش های مسلح را در جنگهای نیابتی کمک میکنند، وقتی ببینند ادامه ی جنگ در دراز مدت منافع شان را تامین نمیکند حاضر میشوند تا از راه داد وستد های مسالمت آمیز به پاره ی از اهداف خود برسند. آیا قدرت های منطقوی ی درگیر در تصفیه حساب های شان در افغانستان به چنین نتیجه گیری یی رسیده اند؟ من هنوز شک دارم.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک