حکمتيار: حكومت ناكاره كنونى به گونه فورى و بلاقيد و شرط استعفاء كند
متن سخنان مشر معزز در كنفرانس مطبوعاتى امروز(14 حوت 1399.)
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
خوش آمديد خبرنگاران و حضار نشست خبرى.
سر از فردا 15 حوت؛ تظاهرات ما آغاز مى گردد؛ سلسله آن تا زمانى دوام خواهد كرد كه وضعيت دردناك كشور، جنگ، ناامنى ها، ترورهاى هدفمند، سيستماتيك، و بحران خونين كشور در مجموع پايان يابد. ما با اين تظاهرات خود هيچ امتياز و مطالبه مختص به حزب اسلامى نداريم؛ نه تقسيم قدرت، نه وزارتها، ولايات، و نه سفارتها، هدف اصلى و يگانه ما؛ نجات كشور از اين بحران خونين است، مطالبات ما؛ خواسته ها و مطالبات تمامى ملت است؛ اين ها اند مطالبات ما و ملت ما:
1- حكومت بايد فوراً و براى هميش؛ سلسله ترورهاى هدفى را متوقف كند؛ در اكثر ترورهايى كه در شهرهاى تحت سيطره حكومت انجام مى يابند؛ يك گروه و دسته خبيث شامل حكومت دست دارد؛ و از سوى شبكه هاى استخبارتى كشورهاى جنگ طلبى مهندسى و عملى مى گردد از حكومت ناكاره كابل به غرض ادامه جنگ حمايت مى كنند.
2- زمامداران حكومت كابل؛ بايد از مخالفت با روند صلح دست بردارد؛ ملت ما به احدى اين حق را نداده و نمى دهد كه مانع صلح شود و آن را مشروط به خواسته هاى شخصى و نامشروع خود سازد. صلح مربوط به تمامى ملت است؛ در جنگ فرزندان مردم مظلوم ما كشته مى شوند؛ نه فرزندان زمامداران ديسانت شده و دوتابعيته كه خانواده ها و فرزندان شان دور از جنگ و در خارج بسر مى برند.
3- آمادگى براى جنگ جديد، مليشه سازى ها، و انتقال سلاح و تجهيزات نظامى به گونه قاچاقى و در قطارهاى كانتينرهاى حامل گندم؛ و توزيع آن به جنگجويان اجير را فوراً متوقف كنيد.
4- ارگ نشين ها نبايد از نيروهاى خارجى بخواهند كه براى چند سال ديگر نيز در افغانستان بمانند و به جنگ ادامه دهند.
5- ايالات متحده امريكا امارت اسلامى طالبان؛ بايد به معاهده دوحه التزام و تمكين نمايند؛ و طبق آن نيروهاى خارجى از كشور ما خارج شوند و اقتدار به حكومت جديد انتقال يابد.
6- تمامى جناح ها؛ بايد با آتش بس و انتقال قدرت به حكومت جديد توافق كنند.
7- جلو غارت سرمايه هاى ملى و انتقال آن به خارج بايد فوراً گرفته شود؛ ما از تمامى كشورهاى دنيا مى خواهيم که از حمایت غارتگران خوددارى ورزند؛ و تمامى مسئولين حكومتى متهم به غارت و اختلاس را يكجا با سرمايه هاى غارت شده؛ غرض محاكمه به افغانستان برگردانند.
8- ارگ بايد؛ غدر و عهد شكنى ها را كنار بگذارد؛ معاهده اى را كه دولت با حزب اسلامى دارد؛ عملى نمايد؛ تمامى زندانيان حزب اسلامى را فوراً رها كند؛ و شرائط و تسهيلات لازم را براى عودت و إسكان مهاجرين فراهم نمايد.
ما إن شاء الله فردا جمعه؛ و در پايان تظاهرات يك روزه خود؛ به حكومت كابل ده روز مهلت مى دهيم؛ تا به تمامى اين مطالبات ملت ما تمكين نمايد؛ اگر در همين مدت تعيين شده؛ به اين خواسته ها و مطالبات مشروع تمكين نكرد؛ تظاهرات ما نه تنها در شهر كابل؛ با شكوهمندى هر چه بيشتر و به گونه مسلسل آغاز و دوام خواهند كرد؛ بلكه به شهرهاى بزرگ ديگر نيز انتقال خواهند يافت.
اما شعار تظاهرات دوامدار جديد ما فقط يكى و اين خواهد بود كه حكومت ناكاره كنونى به گونه فورى و بلاقيد و شرط استعفاء كند و تا زمانى دوام خواهد كرد كه قدرت به حكومت جديد انتقال يابد.
از همان آغاز مذاكرات حكومت كابل و امارت اسلامى طالبان در دوحه كاملاً هويدا بود كه اين مذاكرات با اين تركيبش؛ به نتيجه اى نخواهد رسيد و دستآوردى نخواهد داشت؛ به چند دليل:
1.هيئت كابل فقط از ارگ نمايندگى مى كرد؛ و ارگ با صلح مخالف بود و خواهان دوام وضعيت فعلى، از نيروهاى خارجى نيز خواهان آن بود تا چند سال ديگر در افغانستان بمانند. در هيئت كابل؛ نه نمايندگان اپوزيسيون سياسى حكومت حضور داشت و نه نمايندگان أحزاب شامل حكومت كه با سياستهاى ارگ موافق نبودند
2.در اين مذاكرات موضوع اصلى بحث تشكيل حكومت ائتلافى بود؛ ارگ نشينها مى خواستند به حكومت كابل بپيوندند؛ و اشرف غنى را به عنوان رئيس جمهور بپذيرند؛ در حالى كه نه تشكيل حكومت ممكن و عملى است و نه دوام اين حكومت ناكاره با تغيير و صلاح ميسر و امكانپذير.
ما با اين موافقيم كه براى مذاكرات اساس و بنياد جديدى وضع شود؛ منحصر در دو جناح درگير نباشد؛ تمامى جهتهاى تأثير گذار را احتواء كند، در مستوى رهبران أحزاب و سازمانهاى مطرح و مهم باشد؛ و موضوعات اساسى بحث نيز؛ فقط دو موضوع باشد: 1- آتش بس؛ 2- تشكيل حكومت موقت و قابل قبول براى همه.
با توجه به تجاب تلخ و ناكام قبلى؛ بايد مفكوره نادرست تشكيل حكومت ها بر مبناى قومى و حزبى و تقسيم قدرت؛ براى هميش كنار گذاشته شود و از تكرار آن خوددارى شود. تجربه خونين بن بايد بارى ديگر تكرار نشود. به آن چه افغانها امروز به گونه عاجل و فورى ضرورت دارند؛ آتش بس است و انتقال قدرت به حكومت موقت قابل براى تمامى جناحها.
احزاب سياسى بايد تا انتخابات آينده انتظار بكشند؛ اين را بايد بپذيرند كه انتخاب زعامت، چگونگى حكومت، تعيين جايگاه اشخاص و أحزاب در تركيب حكومت؛ حق ملت است؛ كه بايد تصميم نهائى در اين موارد به ملت محول شود؛ نه طى معامله گرى هاى سياسى و بدون مراجعه به آراء ملت!! نه در أحزاب سياسى و نه ميان اشخاص؛ طرفى وجود دارد كه خود را نماينده برحق كدام قوم و تبار بخواند و سهم قوم و تبار را به خود اختصاص دهد؛ نه معيار پذيرفته شده اى وجود دارد كه به رويت آن سهم هر قوم و تبار مشخص گردد. تمامى اين ها تنها از طريق انتخابات شفاف و عادلانه مشخص و نمايان مى شوند.
