No-IMG

حکمتيار: حاضريم براى تأمين امنيت شهر كابل؛ ده هزار داو طلب رضاكار را آماده كنيم

در جلسه بزرگى كه به مناسب 26 دلو در اينجا داشتيم؛ به چند موضوع مهم پرداختيم:

1- از ارگ خواستيم؛ زندانيان حزب اسلامي را فوراً رها كند و به بقيه بندهاى معاهده اى كه با حزب دارد، عمل كند؛ در غير آن ما چاره اى جز اين نداريم كه به تظاهرات گسترده در شهر كابل متوسل شويم؛ گفتيم اگر تمكينى به خواسته هاى مشروع ما نشود؛ إن شاء الله شهر كابل؛ بزودى شاهد تظاهرات پر شكوه ما خواهد بود؛ جاده هاى كابل را خواهد پوشاند و تا ارگ خواهد رسيد. اما ارگ نشين ها؛ عوض جواب مثبت به خواسته هاى ما؛ از يك سو از اردو خواست تا از ارگ دفاع كند؛ در حالى كه وظيفه اردو دفاع از كشور و ملت است؛ در برابر تجاوز اجنبى؛ نه حفاظت از ارگ و ارگ نشينان؛ و نه مداخله در امور چون تظاهرات مسالمت آميز و استادن در كنار يك گروه در برابر گروهى ديگر!! و از سوى ديگر به تفنگداران غيرمسئول در خدمت حكومت امر كرد تا در حمايت از ارگ و مخالفت با تظاهرات؛ موضعگيرى كنند و شعارهاى جنگى، آمدن به كابل و مقابله با تظاهرات سر دهند!!

به ارگ نشينان مى گوييم: اگر توان و همتى داريد كارى در جهت خاتمه جنگ جارى و ناامنى هاى موجود انجام دهيد، جنگ به دروازه هاى كابل رسيده؛ با اقدامات و اظهارات ناشيانه و ناسنجيده تان وضع را بدتر نسازيد، اگر از تظاهرات ترس و بيم داريد و نمى خواهيد در كابل و اطراف ارگ شاهد آن باشيد؛ در همين فرصتى كه به شما داده شده؛ به مطالبات مشروع، ساده و بسيط ما تمكين كنيد؛ نه مثل ديگران؛ از شما تقسيم قدرت را خواسته ايم، نه وزارتها، ولايتها و سفارتها را، نه تهديد به تصرف ارگ كرده ايم و نه تصرف ولايات، زمانى كه ديگران خواستند ارگ را تصرف كنند و از ديوارهاى ارگ بالا روند و وارد ارگ شوند و جنرالان معتمد شما نيز اطمئنان باز كردن دروازه هاى ارگ را به روى تصرف كنندگان ارگ داده بودند؛ ما مانع شديم، همين چند هفته قبل؛ در جلسه پرشكوه و بى نظير 6 جدى اعلان كرديم كه حاضريم براى تأمين امنيت شهر كابل؛ ده هزار داو طلب رضاكار را آماده كنيم. اما حكومت ناكاره؛ نه خود توانمندى تأمين امنيت را دارد و نه اين شايستگى و ظرفيت را كه از توانمندى هاى ديگران استفاده كند!!

گفتيم از خارج سلاح و تجهيزات نظامى وارد كشور مى شود، به گونه قاچاقى و در قطار كاتينرهاى گندم؛ در اختيار كسانى قرار مى گيرد كه شعارهاى جنگ و مقاومت دوم را سر مى دهند. بايد جلو آن گرفته شود؛ بايد پارلمان مداخله كند از طريق توظيف هيئت بازرسى قضيه به مشكل رسيدگى كند؛ بايد مانع آغاز جنگ دوم شويم، تمامى اين تلاشها براى تخريب روند جارى صلح است؛ ترور شخصيتها، شعارهاى جنگى، مليشه سازى ها، همه براى همين منظر و از سوى همان حلقات داخلى و خارجى است كه منافع شان را با ادامه جنگ گره زده اند.

ديديم عده اى در برابر اين اظهارات عكس العمل منفى نشان دادند؛ با آن كه ما هيچ فرد و گروه مشخصى را متهم نكرده ايم و از آن نام نبرده ايم؛ با عكس العمل شان خود را نشان دادند؛ يعنى كه دزد سر خود پر دارد!!  

برخى نيز از لاف و گزاف كار گرفتند؛ معلوم است كه هدف شان چيست و انگيزه شان چه؛ به همه توصيه مى كنيم: زبان جنگى و شعار هاى جنگى را كنار بگذاريد؛ هيچ دست آوردى از آن نخواهيد داشت؛ نه در گذشته داشتيد و نه در آينده خواهيد داشت

ما همديگر را خوب مى شناسيم؛ در ميدانهاى جنگ نيز همديگر را ديده ايم و از توانمندى و شهامت هر يكى آگاهيم.

حتماً به ياد داريد كه ما زمانى در چهارآسياب بوديم، در برابر ما جبهه ائتلافى تشكيل داديد؛ روسيه، امريكا، بريتانيا، فرانسه، هند و حتى همسايه ها، از آن حمايت مى كرد؛ ما تنها بوديم؛ هيچ كشورى حامى در تمامى دنيا نداشتيم، چهار سال؛ تمامى زور خود را زدند؛ ولى نتوانستند؛ يك وجب پيشروى كنند و يك سنگر مجاهدين حزب اسلامى را تصرف نمايند، اين ائتلاف با تمامى اين حمايتهاى خارجى؛ نه تنها در برابر ما شكست خورد؛ بلكه شكستهاى پيهم شان باعث شد تا با چنان درگيرى هاى شديد و خونين داخلى مواجه گردند كه طى آن نصف كابل را به مخروبه مهيب تبديل كردند.

خوب به ياد داريم و به ياد دارند كه يكى پى ديگر؛ به چهار آسياب آمدند؛ از جنگ با حزب اظهار ندامت و پشيمانى كردند، و تعهد سپردند كه ديگر عليه حزب نمى جنگند؛ خدا را شاهد مى گيرم كه يكى از آنها از فرط پشيمانى پيش رويم؛ اشك ريخت؛ و ديگران را چنان پريشان و مضطرب يافتم و در چهره هاى شان خوف و هراس؛ كه دلم به حال شان سوخت. روزى هم رسيد كه برخى به ترك كابل وادار شدند و نزد ما پناه آوردند؛ و ما نه تنها پناه داديم و به دليل جنگهاى خونين شان عليه حزب؛ آنان را مواخذه نكرديم؛ بلكه با اكرام و اعزاز به ولايات مربوطه شان فرستاديم.

شايد فراموش نكرده اند كه زمانى از بس ضعيف و ناتوان شدند و از ادامه مقاومت مأيوس؛ دامن طالبان را گرفتند؛ و هنوز مدتى زيادى سپرى نشده بود كه در برابر همين فرشته هاى نجات؛ از حزب اسلامي استمداد جستند و معاهده ماهيپر را با حزب امضاء كردند!!

در رابطه به طالبان نيز جبهه ائتلافى شبيه به اين تشكيل شد؛ اين ائتلاف خارجى به رهبرى امريكا؛ با استخدام جنگجويان اجير داخلى توانست؛ حكومت طالبان را ساقط كند و ما نتوانست حركت طالبان را سركوب كند؛ امروز مشاهده مى كنيم كه ائتلاف به رهبرى امريكا متلاشى شده، هيئتهاى رسمى طالبان در پايتختهاى كشورهايى استقبال مى شوند كه امريكا را در اشغال افغانستان و براندازى حكومت طالبان كمك كردند؛ امريكا نيز با به مذاكره پرداخت و معاهده خروج تمامى نيروهايش را از افغانستان امضاء كرد.

وضعيت ستراتيژيك افغانستان چنان است كه اگر گروهى بخواهد بجنگد؛ دستيابى به سلاح و تجهيزات نظامى برايش دشوار نخواهد بود؛ مخصوصاً اگر اين گروه جنگجوى باتجربه ورزيده داشته باشد و از حمايت مردمى نيز برخوردار باشد.

حزب اسلامى؛ بعد از آن كه 95 در صد نيروهاى خارجى كشور ما را ترك كرد و بقيه نيز متعهد به خروج از كشور ما شدند؛ ادامه جنگ را به نفع كشور ندانست و راه صلح را در پيش گرفت؛ مذاكرات و معاهده صلح را نيز با حكومت كابل داشت؛ اما تمامى كشورها به شمول شورى امنيت ملل متحد و اعضاء آن؛ بر اين معاهده صحه گذاشت و از آن حمايت كرد؛ زمامداران ناكاره و نااهل حكومت؛ تمكينى به اين معاهده نكرد و حاميان بيرونى اش نيز آنان را از تخلف و عهدشكنى بازنداشت؛ اكنون راه تظاهرت مسالمت آميز را مى آزماييم؛ در برابر آن؛ شاهد تهديدها و اخطارها و سردادن شعار هاى ناشيانه جنگى هستيم؛ آن هم از سوى كسانى كه در هر جنگ باخته اند، از تأمين امنيت كابل و رفتن به ولسوالى ها، حتى ولسوالى هاى خود شان نيز عاجز اند!!

به نيروهاى امنيتى كشور مى گوييم: سرنوشت تان را با سرنوشت كسانى گره نزنيد كه شما را به جنگ با ملت تان سوق مى دهند؛ براى تأمين امنيت واشنگتن و نيويارك؛ افغانهاى مظلوم را به كام مرگ مى فرستند؛ در برابر تظاهرات مسالمت آميز؛ از اردو و مليشه هاى بدسابقه استمداد مى جويند؛ براى جنگ جديد؛ به مليشه سازى ها پرداخته اند و سلاح توزيع مى كنند!! اينها يكجا با نيروهاى خارجى آمده اند و قبل از خروج نيروهاى بيرونى از كشور فرار خواهند كرد.  

 

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک