حزب اسلامی ما و روز های رزم و پیکار آینده ما !
هنگامیکه زندگینامه موسی علیه السلام، را ورق می زنیم، می بینیم که خداوند، هشت و یا ده سال زندگی او در مدین و در کنار خانواده اش را فقط با یک جمله خلاصه نموده و پرونده این مرحله را می بردارد.
در حالیکه همه می دانیم در این هشت و یا ده سال زندگی در مدین، موسی علیه السلام، ازدواج نمود و کار کرد و رنج کشید و احتمالاً چوپانی نمود و با عرق پیشانی و آبله دست، توشه زندگی بدست آورد وشاید هم دارای اطفال گردید و برای امرار معاش آنها زحمت کشید، یعنی همان زندگی که بیشتر مردم آن را سپری می کنند و گروهی دیگری هم در آرزوی همچو زندگی هستند، لیکن این مرحله زندگی موسی علیه السلام، را خداوند با یک جمله خلاصه نموده وپرونده اش را می بندد ومی گوید:
فلما قضی موسی الأجل .....
زیرا کسانی را که خداوند برگزیده است تا علیه ستم پیشگان و دشمنان بشریت شمشیر بکشند و در برابر طاغوتان مصاف دهند و در برابر اشغالگران جبهه بگیرند، همچو زندگی برایشان زیبنده نیست و این زندگی در میزان خدا سزاوار این نیست که در باره اش صحبت شده و با جزئیات تشریح گردد و یا بتوان بر همچو زندگی که در اداره حوادث سهمی ندارد، حساب نمود، زیرا سنگر گیری در برابر باطل و جبهه گیری در برابر استبداد، در این زندگی جای ندارد، و در این مرحله موسی علیه السلام ، به پیامبری نیز مبعوث نگردیده است .
در مقابل، صفحات دیگری از زندگی موسی علیه السلام، را می بینیم که خداوند با جزئیات در باره آنها معلومات می دهد وهر مرحله را مانند چراغ های فروزان فرا راه نسل ها، می گذارد .
و روز های رزم وپیکار و مبارزه موسی را در برابر دستگاه طاغوت و دفاع از مظلومین و مستضعفین، مرحله به مرحله و با تفصیل، توضیح می دهد .
از زمانیکه موسی علیه السلام، مرد مصری را بخاطر دفاع از کسیکه با آه و ناله از وی کمک خواست، با مشت نابود کرد، قرآن کریم آن را تذکر داده و وعده می دهد که مستضعفین که در کوره دان انقلاب علیه عناصر یاغی و اوباش مانند فرعون و لشکریانش، مبارزه می کنند، روزی رهبران وپیشوایان خواهند شد، و می گوید :
ونرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم أئمة ونجعلهم الوارثین .
همچنانکه موسی علیه السلام، در راه هجرت برای دو دختر که از گرفتن آب عاجز هستند، برایشان آب می دهد و باز در سایه درختی می نشیند، و چند لحظه بعد جریان مبارزه و چگونگی هجرت خود را برای پدر آن دختران که گفته می شود شعیب علیه السلام، است، حکایت می کند، و بعد از برگشت به مصر و آغاز دعوت فرعون واستدلال منطقی در برابر او، مناظره با جادوگران و ملا های درباری فرعون، حرکت در شب با بنی اسرائیل برای نجات آنها از شلاق و شمشیر فرعون وبالآخره غرق شدن فرعون وسربازانش، خداوند این همه مراحل زندگی موسی علیه السلام، را تذکر می دهد .
همچنانکه خداوند تذکر می دهد که چگونه بنی اسرائیل این ملت طغیانگر در برابر فرمان موسی برای جهاد، سرپیچی نمودند، در حالیکه در روز های مبارزه موسی، این قهرمانان قلابی، داد دفاع از داعیه موسی را سر می دادند !
در این مرحله از زندگی موسی می بینیم که چگونه طاغوت متمثل در فرعون و مطبوعات متمثل در هامان و کاپیتالیزم متمثل در قارون و ملاهای درباری متمثل در جادوگران فرعون همه وهمه علیه موسی و داعیه او ائتلاف نموده و جبهه گرفتند .
بلی !
در خلال پنجاه و دو سال گذشته و در جریان انقلاب اسلامی ما و در روز های دشوار و سخت جهاد علیه اشغالگران روسی و آمریکایی، دیدیم آنهاییکه با صحه گذاشتن بر جنایات اشغال گران، در آخور آنها کاه و جو خوردند و یا در کنار اشغال گران قرار گرفته علیه مردم خود، جنگیدند و یا در آن سوی اقیانوس ها در بستر نرم آمپریالیزم لمیده، برای ما طامات بافیدند، اکنون همه مورد نفرت وانزجار ملت قرار گرفته و تعداد شان هم یا در تشناب افگنده شدند و یا در نهر جیحون .
و لی در مقابل آن سپاهیان راه خدا و مجاهدین که در چوکات حزب اسلامی و در زیر قیادت و رهبری انجنیر گلبدین حکمتیار، از دوره پوهنتون مبارزه را علیه فرعونیان عصر آغاز نمودند، همه در قلب ملت جای دارند و در اذهان همه زنده هستند و خواهند بود !
روزهای خوف، ترس، دلهره، پریشانی، تعقیب، گرفتاری، زندان، شکنجه، کشتارگاه پولیگون، تبعید، ترور، هجرت و آوارگی، جهاد وشهادت این همه را موسی وار تحمل نمودند و بالآخره کمونیزم آدم خوار و آمپریالیزم جهان خوار را به زانو در آوردند!
حزب اسلامی که با پشت سر گذاشتن پنجاه و دو سال جهاد ومبارزه برای اعلای کلمة الله و رزم و پیکار در برابر اشغالگران و مزدورانشان و تحمل نمودن قربانی های جانکاه بخاطر دفاع از آزادی و عزت امت اسلامی، و بعد از عقب راندن بیشتر از 80 % عناصر اشغالگر بیگانه، وطبق وعده های همین رژیم منافق، وارد کار زار های سیاسی گردیده است .
اکنون این حزب، از شما می پرسد که :
چرا، صلیبیزم وصهیونیزم و سکولاریزم همراه با دستگاه تقلب داخلی، همه و همه، علیه ما جبهه گرفته اید ؟
چرا قبل از خشکیدن رنگ امضای تان در پای تعهدنامه تان، آن را نقض نمودید ؟
چرا طبق وعده خود تان، زندانیان حزب را آزاد نمی کنید ؟
حزب اسلامی که طبق قانون اساسی خودتان می گوید:
ما مظاهرات راه می اندازیم .
چرا تعدادی از ملیشه های مسلح غیر مسئول که به غیر از خوردن، نوشیدن و اشباع غریزه جنسی دیگر تعریفی از زندگی ندارند و همه اهداف شان را در زندگی فقط سه هدف تشکیل می دهد: (اول پول دوم پول و سوم پول) و در طول چهار دهه گذشته مانند لنگ حمام مورد استفاده همه قرار گرفتند، اکنون چرا از ادبیات جنگ و ترور وحشت استفاده می کنند ؟
و یا می خواهند غریزه خشونت زا و خوی وخصلت ددمنشانه خود را، اشباع نمایند؟
یا شاید بخاطر جابجا شدن دختران شان در مجلس سنا و پسران شان در ترکیب هیئت صلح، این چنین حنجره شان به اجاره گرفته شده است ؟
آیا کفایت نمی کند که این ملیشه های تفنگ سالار، در طول چهار دهه، کشور ما را به خرمن آتش و دریای خون تبدیل نمودند ؟
چرا در این روز های سرنوشت ساز کشور که مردم غمدیده افغانستان بی صبرانه در انتظار صلح به سر می برند، این سکولار های جنگ طلب و این تفنگ داران اجیر شده، طبل جنگ می نوازند ؟
حزب اسلامی که می گوید :
طبق وعده خودتان، زندانیان مارا آزاد کنید !
مگر این سخن بدی است ؟
ما برای سکولارهای پاراشوتی و حامیان صلیبی شان، هشدار می دهیم که ملت مجاهد افغانستان اکنون دیگر هشیار تر از آن است که فریب ادبیات جنگی و شعارهای تروریستی، یک مشت از عناصر وطن فروش، جنگ طلب، مفسد و متقلب را بخورند و یا به ادبیات جنگی و تهدید های (پرزه استهلاک شده) اهمیتی دهند .
ملت سلحشور افغانستان اکنون دیگر تعریف واضح و روشنی از دوست و دشمن خود دارند .
و البته خشم، عصیان و مبارزه ما علیه این سکولار های جنگ طلب وحامیان اجنبی شان، ادامه دارد و بخاطر دفاع از حقوق مردم افغانستان، از هر وسیله ممکن، استفاده خواهیم نمود.
ما از فراز و نشیب های مبارزه و انقلاب موسی علیه فرعون، آموختیم که در گرداب این امواج پر تلاطم، فقط روز های خوف، ترس، گرسنگی، تعقیب، گرفتاری، کشمکش، زندان، شکنجه، تحول، انقلاب، رویارویی با دشمن، دفاع از مستضعفین و ثبات، استقامت و پایمردی در مسیر پر خم و پیچ جهاد و مبارزه است که در میزان خدا ارزش دارد و قابلیت یاد آوری و الگوگیری را دارند .
ملت مجاهد افعانستان اکنون درک نموده اند که همین سپاهیان آزادی بخش و همین ملت مستضعف و رنج دیده افغانستان است که شایستگی آن را دارند تا زمام قیادت و رهبری را از دست این اوباشان متقلب، و از این مزدوران حلقه به گوش و از این رژیم طاغوتی و از این ملیشه های جنگ طلب و از این عناصر آدم کش، بدست گیرند!
و همین روزهای رزم وپیکار، جهاد ومبارزه، خشم وعصیان ما علیه این جنایتکاران و شورش و انقلاب ما علیه این دستگاه جعل و تقلب و حامیان شان و جبهه گیری ما در برابر این عناصر جنگ طلب و بالآخره شنا نمودن ما در جهت مخالف امواج است که در میزان خدا، ارزش دارد!
