No-IMG

به مناسبت یاد بود از هفتاد و دومین سالروز شهادت امام حسن البناء بنیان گذار جمعیت جهانی اخوان المسلمین!

ساعت 3 شب 13 فبروری، سال 1949 م را نشان می داد.

ناگاه همه داکتران و پرستاران در بیمارستان ( القصر العینی ) بادیدن ملک فاروق، شاه مصر،  حیرت زده شدند که با نگهبانان و پولیس های سیاسی خود،  وارد بیمارستان گردید!

چرا ؟

او می خواست تا از درگذشت امام حسن البنا، اطمینان حاصل نماید.

در حالیکه امام حسن البنا پیش از آمدن او، زندگی را پدرود گفته بود .

خانم، انعام السبکی، پرستار سابق در بیمارستان ( القصر العینی ) می گوید :

برای نخستین بار بود که ملک فاروق را در آن شب سیاه دیدم!

او آمده بود تا قسمت باقی مانده این جنایت را، ( جنایت ترور امام حسن البنا) را تکمیل نماید .

خانم انعام می گوید :

در باره امام حسن البنا از برادر بزرگ خود ( محمود ) زیاد می شنیدم و حتی برادرم نام پسر خود را، حسن البنا نهاده بود .

خانم انعام چنین ادامه می دهد:

در آغاز آن شب در بیمارستان، داکتران و پرستاران را می دیدم که با همدیگر گوش گپی نموده و می گفتند :

رهبر را ترور نمودند، امام را ترور نمودند .

و در بیمارستان یک هرج و مرج برپا بود و همه بخش های بیمارستان تبدیل به یک اردوگاه نظامی گردیده بود .

لذا با تعدادی از دختران رفتیم تا بدانیم که این کیست که اورا ترور نمودند و کی ها اورا ترور نمودند ؟

ناگاه دیدم که امام حسن البنا در اتاق عملیات، در بخش مورو پاشا،  بر روی میز عملیات، تنها افتیده است .

و هیچ داکتر و پرستاری را اجازه دخول  در نزدش  نداده بودند به جز آمر پرستاران  و هیچ کسی اجازه نداشت که به وی کمک کند.

من نگاه می کردم و می دیدم که خون امام حسن البنا روان است و خودش کلمه توحید را تکرار می کند .

امام حسن البنا را ساعت 12 شب داخل شفاخانه نمودند و تا ساعت 3 شب تنها افتیده بود و خونش روان ...

و هنگامیکه ساعت 3 شب ملک فاروق آمد ومن اورا نمی شناختم زیرا قبلا ندیده بودم، یکی از خانم  های پرستار من را صدا زد که بیایید ملک را ببینید .

همراه ملک، پولیس های سیاسی زیادی نیز دیده می شدند.

فردای آن روز، این جنایت سر و صدای زیادی را در مصر برپا نمود و محصلین پوهنحی طب در( القصر العینی) تظاهرات بزرگی را، راه انداختند .

درحالیکه بیمارستان هنوز در اشغال نظامیان بود و زینه های منزل اول و دوم و سوم همه مملو از پولیس بودند .

بزرگی این جنایت و آمدن ملک در بیمارستان بخاطر اطمینان حاصل نمودن از شهادت امام حسن البنا، ما و دیگر داکتران بیمارستان را واداشت تا درباره شخصیت امام حسن البنا فکر وتحقیق کنیم  و کتاب هایش را مطالعه کنیم .

هنوز چند روزی نگذشته بود که فکر و اندیشه اخوان المسلمین در میان داکتران و همه منسوبین این بیمارستان گسترش یافت و همه اخوانی شدند،  و در پی آن در همه مصر وبالآخره در همه جهان، پخش گردید .

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک