تجارت سياسى با استخوان و نام مرده ها !
امروز در اين آشفته بازار سياست در كشور غريب و فقير ما هريك بنحوى دوكان هاى سياسى را باز كردند و متأسفانه با نام ، اجساد و استخوان مرده ها تجارت و سياست دارند ؛ ولى متاسفانه براى خويش و مرده ها حقارت دارند.
دقيقاً با وجوديكه در همان مرحله مرگ پسرش توسط برادر
ديگر او ، غمشريكى كرده و اظهار تاسف كرديم ؛ ولى ضرورت نبوده كه آيت الله حجت الاسلام و المسلمين امروز بخاطر قتل پسرش عزا دارى ملى را اعلام و يك مكان ملى را براى سوگوارى پسر خويش از دستر خوان ملت جشن سياسى ميگرفت.
وقتى من اين حرف را نوشته و تحرير دارم ، هدف من تعصب نبوده ؛ بلكه روشنگرى براى آن ذهنيت هاى مكدر و قلوب تاريك است كه با لاش ها و استخوان ها تجارت و بهره بردارى سياسى و قومى دارند.
اگر بخاطر داشته باشيد در اوائل حكومت وحدت ملى تحت رياست فرزند شاه جهان احمد زي و سناتور غلام محى الدين خان عده يى از سياست مداران كشور ما از آدرس قوم شريف تاجيك استخوان هاى حبيب الله خادم دين رسول الله را بيرون كردند. خواستند برايش إعزاز و كرامت سياسى بدهند.
اين در حاليست كه همان هاى كه چنين كردند در حكومت كرزى معاون اول ، وزير دفاع ، وزير داخله ، رئيس امنيت ، رئيس پارلمان و وكيل پارلمان بودند ؛ ولى يك روز نخواستند كه براى استخوان هاى بى جان حبيب الله كلكانى عزت و كرامت سياسى بدهند.
شايد عده يى فكر كنند كه اين حرف و تبصره ما جنبه عصبيت و قوم گرايى را داشته باشد ؛ ولى در همان مواقع تاريخى اجداد ما از لحاظ جغرافيا و حركت هاى نظامى و مشوره دهى با او در قرابت بودند كه امروز كسانيكه بنام قوم تاجيك برايش عزت و كرامت ميدهند و يا ميدادند ؛ يا با نادر خان همكار بودند و يا با شاه امان الله ! اين سطور را در حالى به نگارش ميگيرم كه نامزد حميدالله كلكانى كه دختر مرحوم محمد اسلم خان داود زيى قره باغى بوده ، محمد اسلم خان نواده دخترى جد چهارم نگارنده و هميشره زاده جد سوم بنده بودند و بعد از شهادت حبيب الله و حميد الله او را سناتور عبدالستار خان صافى وكيل اعيان از كوهستان كاپيسا نكاح و ازدواج كردند.
