No-IMG

دید و وادید سیاسی ناجایز است؟

م.ش.ق

 

یکی از دوستان در صفحه مجازی واتسپ ( شرپالونکی در مورد نشر عکس و ملاقات جناب محترم حکمتیار با رئیس برحال پارلمان آقای رحمانی در دفتر حزب هفته قبل صورت گرفت ) چنین عقده کشایی کرده بود.

و این دوست محازی و رفقای هم نظرش زیاد تر پست های شان درین صفحه  به همین منوال بوده و بیشتر شخص جناب حکمتیار صیب را نشانه و تمسخر می نمایند که حتی گهگاهی باعث جنجال با برادران نیز می شوند .

از برادران دیگری که درین صفحه اشتراک دارند احترامانه تقاضا دارم که اخبار و تصویر امیر معزز حزب اسلامی را درین صفحه نشر نکنند تا سبب استبداد فکری بعضی واکداران صفحه حقپالونکی قرار نگیرد و نگیرند و اگر احیانا نشر می کنند ازآن دفاع و یا حد اقل اجازه ندهند تا بی جا مورد اهانت قرار بگیرد ورنه برای شان لازم است با وجود مخالفت شدید که با مشر معزز دارند باز هم از روی ادب و اخلاق اسلامی نسبت به عمر، علمیت، جهاد و رهبری اش احترام بگذارند تا سبب دل آزاری اکثریت خاموش مجاهدین و ملت مسلمان نگردند.

من صادقانه و منصافانه بدون اینکه از روی دوستی و یا دشمنی با کسی چیزی بگویم نا گذیر شده تا درین مورد عرایضی داشته باشم و از طویل شدن موضوع که در ذهن بنده بود معذرت می خواهم زیرا نتوانستم خلاصه بنویسم. بر می گردیم به اصل موضوع:

.

آیا دید و وادید سیاسی جایز و یا ناجایز است.

 

آیا سیاست مدار مسلمان این حق را دارد تا با سیاست مدار غیر مسلمان و یا دشمن و رقیب حسود سیاسی و یا با کسی که در نظریه و اعتقاد و هدف با او در تضاد باشد دید و وادید کند؟

آیا برای تحریم این امر حکم صریح وجود دارد؟

آیا برای عده ای جایز و برای تعدادی نا جایز است؟

کی این حق را دارد تا حکم نماید که چی کسی ازین حق برخوردار و کی ها محروم اند؟

آیا دیدار یک رهبر حزب و تنظیم اسلامی با رقیب سیاسی مسلمان و یا غیر مسلمان، به گفته ای منتقدین، این رهبر کوچک و حقیر می شود ، و یا برای کسی لازم است که به این گونه ملاقات سیاسی نفرین باید بفرستند ، آنهم از نظر و طرف شخصی که دعوا کند و خود را حزبی معرفی کند در حالیکه در حزب مذکور به حساب تبع تبع تبع تبع تابعی هم نمی رسد و به گفته ای مهاجرین سابقه بعدتر از سکر بیست ها و در زمانی که دولت نجیب سقوط کرد با مجاهدین در دفافتر دولتی آشنا و یگان کارت معرفتی گرفته باشد و حالا هم نه در صف با مجاهدین مسلح است ونه در داخل کشور و نه شریک در قضایای حزبی و سیاسی و نه هم مصروف مبارزه سیاسی، بلکه مصروف کار و بار شخصی می باشد خود را مفتی متقی ای سیاسی معرفی و در زمان تفریح اش همگام با کمونست ها، سیکولر های بی دین، استکبار جهانی، دشمنان شرقی و غربی و فیزبوک چلونونکی حکومتی یکجا بر ضد مشر و امیر جهاد و آزادی و بزرگ مرد تاریخ اسلام تبلیغات سوء می کنند .

 

در طول تاریخ اسلام کسانی هم بوده اند که به تقوا تظاهر می کردند وسخنان را که باعث شخصیت کوشی دیگران می شد در لفافه پیچانیده ارایه می کردند، قرآنکریم از کردار آنها چی خوب نقل کرده است: ( ومنهم من یقول ائذن لی ولا تفتنی ، ألا في فتنة سقطو وان جهنم لمحيطة بالكافرين ). التوبه ٤٩.

( آیه فوق اشاره به آن متقیان ظاهر نما و تقلبی می کند که جرئت رفتن و حاضر شدن در میدان مبارزه و جهاد را نداشتند، خود را از صحابه و مجاهدین متقی تر جلوه می دادند و می گفتند که در منطقه که برای جهادمی روند در آنجا دختران و زنان زیبا روی هستند نشود که آنها به سبب عشوه وکرشمه زنان آنجا در کدام فتنه بیفتند وخود را نظر به بقیه پاک نفس تر نشان می دادند و گویا از نزدیکی به گناه پر هیز می کردند در حالیکه خداوند شاهدی داد که آنها خود در فتنه سقوط کرده اند ) .

آیا یک مشتهد سیاسی با وجود سعی و کوشش برای سیاست اسلامی احیانا اشتباه کند و یا به عباره ای دیگر حریف و رقیب سیاسی اش از ملاقات و تعهدات به نفع خود بهره بپرد و طرف مقابل در قول و قرارش ثابت و وفا نه نماید جایز است به سیاست مدار مسلمان توهین و دشنام دهیم؟

اگر سیاست مداران مسلمان در مجموع با دشمن کافر، رقبای سیاسی حسود، یا سردمداران منافق و یا سیکولرها در میز مذاکره می نشینند ویا روی بعضی مشکلات ومشترکات ملی و افغانی صحبت می کنند چی گناه دارد که باز برادران مفتی و متقی تر از دیگران تاپه های خوب و بد را بر آنها می زنند و فتوای سیاسی می دهند و حتی به قول شان تاپه ای اشتها آور و یا استفراغ شده می زنند.

 

معنی ومفهوم حدیث پیامبر (ص) است که : ( اشتباه برادر مومن را با هفتاد دلیل توجیه کن و اگر بازهم نتوانی بگو من نمی دانم ).

نه اینکه همه موارد را غلط توجیه و شخصیت کوشی کنیم

اگر مسلمانی این خصلت را در خود دید یکی از نشانه های نفاق است ولو که نماز بخوان و روزه بگیرد و زکات هم بدهد، این شخص زود بخدا رجوع و این خصلت خثیف نفاق را از خود دور کند.

دید و وادید و یا بادشمن مذاکره، صلح وجنگ ، معاهدات در سنت و سیرت پیامبر ( ص ) آمده است . ما کسی را با پیامبر مقایسه نمی کنیم ولی کور کورانه و از روی کینه و تعصب در امورات سیاسی ، ملاقات ها و همکاری روی منافع ملی و مردمی و اسلامی کسی را مورد اهانت قرار نمی دهیم.

درست است منحیث یک فرد نظر خویش را چه انتقادی و یا اصلاحی باشد در جای و مکان مناسب ارایه کنیم ولی توهین نمودن شایسته مرد مسلمان نیست.

افشای دزدی ثروت ملی از طرف امیر محترم حکمتیار صیب توسط دزدان داخلی و مافیای بین المللی و سران حکومت کابل و تشویق مردم، پارلمان و رئیس آن برای جلوگیری این دزدی وخیانت کدام جرم و خجالت است ؟

 

دیدیم که پارلمان و رئیس آن به این داعیه لبیک گفته و در مقابل حکومت کابل موقف جدی گرفتند. حتی برای مشوره بیشتر، خود رئیس پارلمان تا نزد امیر حزب اسلامی آمدند .

کجای این ملاقات اشتهای شما را خراب نمود که سبب استفراغ تان گردید ، ببخشد که این را می گویم : شاید بوی تیل وبنزین تکسی در دماغ تان بد تاثیر کرده و درست تشخیص نکرده باشید .

چرا نمی گوئید که زکاوت و ذهانت خدادادی امیر حزب اسلامی که منبعث از تقوای اوست توانست که احساس مرده و خاموش پارلمان و مردم را تکان داده بیدار ساخت تا در مورد منافع ملی تصمیم بگیرند.

بیائید عقده مندانه و نا خود آگاه با موقف ارگ نشینان و دشمنان ملت مجاهد در مقابل حزب اسلامی وامیرش همسویی نکرده واز دید دشمن نگاه نکنید.

من برادرانی را می شناسم که مجاهد، نویسنده ، سخن ور و دلاور است، از امیر حزب در حصه خود آزرده و برای این کار دلیلی هم دارد ولی دهل ونغاره نمی نوازد و د شمنان را خوشحال نمی سازد و شاید در زمانش رو برو به امیر شکوه وگلایه کنند.

عجب است کسانی را که طبق سلیقه شان باشد و یا بطرف آنها گرایش داشته باشند هر کاری را کردند ویا به همین منوال ملاقات و حتی خیانت هم کنند توجیه می کنند و بر عکس از امیر و بنیان گذار و بیدار ساز جهاد و آزادی و روشنگر مسلمان درین قرن بد جلوه می دهند !!!

امروز دشمنان اسلام کسانی را قهرمان و سیاست مدار می تراشند که دیروز و امروز برای شان کار می کرد و می کند.

ولی امیر حزب اسلامی را تا هنوز که هنوز است دشمن درجه یک پنداشته و در لست های سیاه وسرخ خود گرفته اند.

بیائید با دشمن همگام و همنوا نباشیم .

مومن در گفتار و اعمالش در پی رضای خداوند سعی می کند و منافق در پی رضامندی انسان کوشش می کند.

بیائیم دشمنی و دوستی ما با انسان ها برای رضای خداوند باشد. نه گرایش های احساساتی و تمایلی.

باعرض معذرت از طویل شدن موضوع واشتباهات نوشته و فهمی .

مطالب بنده را کج و غلط توجیه نکنید .

یاهو الله.

 

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک