برای حفظ شرف، عزت و جان اتباع کشور
در همه غزوات صدر اسلام حکمت و پندهای نهفته بخصوص در غزوه خندق!!! درین غزوه اصحاب از فرط گرسنگی سنگ به شکم بسته نموده بودند و زمانیکه به رسول خدا ص از شرایط سخت شان شکایت کردند. پیامبر خدا ص برای شان نشان داد که دو سنگ به شکم بسته اند. تصمیم جانب مقابل این بود که در نتیجه این جنگ باید کتله کوچک و نوپای مسلمین برای همیشه از صفحه گیتی حذف گردد. از تصمیم جانب مقابل حدس زده میتوانید که بزرگی لشکر و آمادگی نظامی شان تا چی پیمانه بود. در چنین شرایط که همه دست خود را یکی نمودند تا پیامبر خدا را با داعیه اسلام و کتله کوچک مسلمین را کاملا حذف نمایند، روحیه نظامی مسلمین ضعیف بود، کمبود غذا سبب شده بود تا رزمندگان به شکم شان سنگ ببندند، در چنین شرایط که مسلمانان برای زنده ماندن میجنگیدند پیامبر خدا ص از فتح دو ابر قدرت بزرگ آن زمان روم و فارس برای مسلمانان بشارت داد که بعد ها بدستان عمر فاروق رض خلیفه عادل و خداترس فتح آن دو ابر قدرت تحقق یافت.
شرایط امروزی کشور مشابه حالات آن زمان مسلمانان می باشد. امروز ما برای زنده ماندن ملت و کشور خود می جنگیم و مبارزه میکنیم. درین ۴ دهه آنقدر برکلبد این ملت خنجر زده شده که نیم جان و بی حرکت با یک عالم یاس و نا امیدی صرف بطرف آسمانها نگاه میکند. متاسفانه کمونست، مجاهد، تحریک طالبان و تکنوکراتها همه عقده های ایدلوژیک خود را بر فرق این ملت مظلوم و بی خبر از عصر و زمان خود کفاندند!!! یکی سعی کرد تا خواسته های مارکس و انگلز (استاد و شاگرد) و اعتقادات کمونستی را از طریق لوله تفنگ و تانک روسی بر جامعه سنتی با اکثریت بی سواد تطبیق کند، دیگری مدعی شد که درخت اسلام را با شهادت و خون آب یاری میکنیم، سومی دست بکار شد تا از طریق زور و اسلحه شریعت را تطبیق کند و با فساد مبارزه نماید، و بلاخره درین ۱۹ سال اخیر در زیر سایه B52 مشق دیموکراسی و آزادی برای این ملت بی بس و بی کس داده میشود. در نتیجه ما امروز حاکم کشور خود نیستیم، بر سرنوشت، برحالات و شرایط مسلط نمی باشیم. استخبارات منطقه و فرا منطقه بازیگران تعین کننده در قضیه افغانستان می باشند و همه میدانیم که نظام حاکم مشروعیت خود را از مردم نگرفته است! و طرف مقابلش اصلا به مشروعیت مردمی باورمند نمی باشد!!!
در چنین شرایط از آینده بهتر صحبت کردن دور از انتظار عموم میباشد اما ملتها در سیر تکاملی شان فراز و نشیب های زیادی را تجربه میکنند. هیچ ملت نه همیشه قوی بوده و نه همیشه ضعیف. درین ۴ دهه اخیر ما همیشه یا با خود و یا با اجنتبی ها و بیگانگان در داخل کشور مصروف جنگ بودیم. این سیاست عملی سبب شده تا همه بر قضایای کشور مداخله منفی نمایند و شعله آتش را در داخل کشور شعلور تر نگاه کنند. اینکه امروز اتباع کشور بنام مهاجر، افغانی پدر سوخته تحقیر و توهین میشوند، به آتش سوختانده و به آب غرق میشوند، همه بخاطر اینست چون این ملت بی بازخواستگر مانده، خاطر همه جمع است که اگر افغانها کشته شودند، بدار زده شوند، توهین و تحقیر گردند، سوختانده شوند و غرق گردند کسی سوال نمیکند!!! با تغییر سیاست دولت جمهوری اسلامی و با تبارز منحیث یک ملت زنده ضرورت میرود ذهنیت کشور های همسایه و جهان نسبت به افغانها تغییر داده شود! تا برای همه تفهیم گردد افغانها نیز منحیث یک ملت عزت نفس دارند و مثل دانه های شانه افراد ملت باهم بسته اند. از ظلم، بی عدالتی، حق تلفی و برخورد های وحشیانه با افراد ملت باز خواست و علت یابی میکنند.
به امید یک افغانستان آزاد، مستقل، مقتدر و با عزت نفس
