پیامد های یک ترور هسته ای..
مطیع الله تائب
از ترور محسن فخری زداه عالم برازنده ی هسته ی ایران در دامنه های دماوند شمال تهران، چهار روز میگذرد وتا هنوز هم پرسش های بسیاری بی پاسخ مانده اند. این پرسش ها چه در باره ی چگونگی ترور وهویت عاملین آن باشد و چه در باره ی رخنه ی احتمالی اطلاعاتی وعملیاتی در بدنه ی نیرو های امنیتی ایران، همه تا هنوز در داخل ایران پاسخ طلبند. ودر بیرون، پرسشهای جدی تری در رابطه با عکس العمل حکومت ایران و گزینه های عملی وکار آمد آن مطرح است. ترور فخری زاده در آستانه ی رفتن ترمپ وآمدن بایدن به کاخ سفید، در حقیقت، توپ را وارد میدان جمهوری اسلامی نموده است، وحکومت اصلاحگرای اقای روحانی را در مقابل گزینه های سختی قرار داده است.
از انتقام تا انتظار
ترور فخری زاده که از چهره های اصلی وپشت پرده برنامه هسته ای ایران بود، موجی از انتقاد ها را متوجه حکومت روحانی ونهاد های امنیتی ایران کرد. جریان های محافظه کار ومخالف مذاکرات وتوافق هسته ای ایران سخن از احتمال رخنه ی اطلاعاتی وامنیتی میزنند ونیرو های امنیتی حکومت را به کوتاهی متهم میکنند. این جریان ها فخری زاده را قربانی مذاکرات حکومت اصلاحگرای روحانی با کشور های غربی در راستای توافق هسته ی میداند، وپافشاری دارد که ایران از این توافق هسته ی هیچ فایده ی نبرده است وباید آنرا ترک کند. فشار های جریان های راست ومحافظه کار در سیاست ایران تنها به این بسنده نمیکند بلکه میگوید که ترور فخری زاده به این معنا است که انتقام ایران از قتل قاسم سلیمانی باز دارنده نبود ودشمن جرآت یافت تا در قلب ایران عملیات ترور به راه بیندازد وشخصیتی را به حجم فخری زاده از بین ببرد. آنها آنگونه که در روزنامه ی کیهان نوشته است خواهان به موشک بستن بندر حیفا در اسرائیل اند، وآنهم به گونه ی که نه تنها همه ی تاسیسات آنرا از بین ببرد بلکه از کشته ها پشته ها سازد واسرائیل را از کار انجام داده اش پشیمان سازد.
دولت روحانی این فشار ها را به خوبی احساس میکند. در نوشته های مسوولین دولتی در روزنامه های نزدیک به اصلاحگران به خوبی دیده میشود که موقف محافظه کاران را چیزی شبیه آنچه دشمنان ایران میخواهند میداند. آنها از اجماع دولت وملت در همچو شرایط سخن میگویند واز واکنش عاقلانه صحبت میکنند واز ادامه ی برنامه های که فخری زاده آنرا آغاز کرده بود میگویند. از لب ولهجه ی رسمی وغیر رسمی اصلاحگران هویداست که آنها فرصت بدست آمده از شکست ترمپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا را نمیتوانند به این سادگی از دست بدهند وبا واکنش تند منطقه را به بحران نظامی ببرند وبرای اسرائیل ورقیبان منطقه ای ایران بهانه ی فراهم آورند. حکومت روحانی به خوبی میداند که برنامه ی هسته ای ایران بدون فخری زاده هم پیش خواهد رفت، اما پس لرزه های سیاسی ترور او در داخل وگسترده ساختن اختلاف میان جریان های سیاسی داخل نظام یکی از اهداف مهم دیگری است که نباید تحقق یابد. اصلاح گران میدانند که زمان ترور فخری زاده به دقت انتخاب شده است ودر حقیقت دست آورد های صبر استراتیژیک تهران را هدف گرفته است که میخواهد با آمدن جو بایدن آب را دوباره به آسیاب توافق هسته ی با غرب بریزاند واز بهره های اقتصادی آن مستفید شود.
گزینه ها وهزینه ها
اگر چه حکومت ایران چگونگی واکنش وانتقام از ترور فخری زاده را به وقت ومکان مناسب آن واگذار کرده است، اما روزنامه های محافظه کار صحبت از حمله ی موشکی دقیق وحساب شده در عمق اسرائیل دارند. با وجود این برخی یکی از روزنامه های اسرائیلی صحبت از چهار گزینه ی احتمالی برای واکنش ایران دارد. روزنامه یسرائیل هیوم میگوید که نخستین گزینه که به آسانی فعلا در دست تهران است ترور شخصیت های اسرائیلی یا نزدیک به اسرائیل در اروپا توسط سپاه پاسداران است. گزینه ی دومی همانا به هدف گرفتن تجمعات مربوط به اسرائیل در خارج است مانند مانند معابد ومراکز یهودی ها. سومین گزینه میتواند حمله ی موشکی به شهر های اسرائیل باشد وچهارمی حمله به سربازان اسرائیلی در مرز با لبنان ویا سوریه. این گزینه های احتمالی برای واکنش انتقامی ایران، هر کدام حتما پیامد های دارند که در پیچیده ساختن وضعیت منطقه نقش بازی خواهد کرد، ودر حالت حمله ی موشکی به داخل اسرائیل شاید منطقه را به یک بحران تمام عیار نظامی خواهد کشاند که تهران فعلا به هیچگونه آماده ی آن نیست ونه میخواهد که به چنین تلک کشانده شود.
شرق میانه ی جدید
بیشترین تحلیل های غربی به این اجماع دارند که اسرائیل با ترور فخری زاده در حقیقت خواسته است کار بایدن را برای برگشتن به توافق هسته ی ایران مشکل سازد، اگر نمیتواند ناممکن بگرداند. نتنیاهو وحزب لیکود بیشترین بهره را از سیاست های ترمپ در شرق میانه برده اند وحالا با رفتن ترمپ برخی از این دست آورد ها را در خطر میبینند وترور فخری زاده وواکنش های تند احتمالی ایران میتواند این دست آورد ها را برای اسرائیل ماندگار تر سازد. اسرائیل که از بحران های منطقوی تا حالا بهره برده است با بحران سازی اینچنینی میخواهد پیمان های تازه اش را با مخالفین خلیجی ایران گسترده تر نماید وبه آن ابعاد تازه تر امنیتی ونظامی بخشد.
شرق میانه انگونه که توماس فریدمن در روزنامه ی نیویارک تایمز نوشته است آن شرق میانه ی نیست که جو بایدن چهار سال می شناخت. او میگوید که عقبت نشینی های ترمپ از منطقه، کشور های خلیج را بیشتر به تل ابیب نزدیک کرده است تا در برابر انچه دشمن مشترک میدانند یکجا عمل کنند. از دید فریدمن شرق میانه آنروزی تغییر کرد که موشکهای ایرانی در سپتمبر 2019 تاسیسات نفطی سعودی را به دقت نشانه گرفتند. ومسوولیت بایدن تنها مهار داشته های هسته ی ایران نیست بلکه ایجاد ضمانت های است که ایران این موشک های استراتیژیک را به همکاران منطقه ی اش نمیدهد.
جدا از تحلیل فریدمن وتوصیه هایش به جو بایدن، تغییر در معادله های قدرت وپیمان ها واولویات های سیاسی وامنیتی شرق میانه وخلیج را نمیشود انکار کرد. این تغییر نه تنها سیاستهای دموکرات واشنگتن را به چالش میکشد، که حکومت اصلاحگرای اقای روحانی را هم در مقابل حقیقت های تازه قرار داده است که باید با آن بسازد.
50 روز سخت
آنچه پر روشن است این است که حکومت روحانی میخواهد تا 50 روز باقیمانده از ریاست جمهوری ترمپ را بدون کدام درد سر جدی بسر کند، وبا آمدن جو بایدن وتیم سیاست خارجی اش، صفحه ی نوینی از روابط را با واشنگتن باز نماید. اما پرسش این است که آیا اسرائیل تنها به ترور فخری زاده بسنده خواهد کرد؟ آیا ما تا نهایت 50 روز باقیمانده ی ترمپ و در روشنی واکنش تهران، میشود شاهد ترور ها وسبوتاژ ها وحتی حملات دگر به تاسیسات نظامی وهسته ای ایران باشیم؟ راستش این است که حتی تحلیگران ایرانی خود این احتمال را رد نمیکنند ومیگویند که شاید ترور های دگر در درون وبرون ایران در راه باشد. ولی آنچه در این جنگ اراده ها مهم است همانا هوشیاری تهران در ایجاد یک توازن استراتیژیک است. توازن میان فشار های درونی برای یک واکنش تند وتقاضای بیرونی برای خویشتن داری ودوری از واکنش های حساب ناشده، تا نشود آنچه فرصت استراتیژیک تهران حساب میشود از دست برود.
