آزادی به سبک آمریکایی !
آمریکایی ها چونکه افراد احمق و کودن هستند، آزادی را با بی بند و باری، به اشتباه گرفتند !
زیرا آزادی را که غرب جنایتکار و تروریزم آمریکایی تبلیغ می نمایند، آزادی نه بلكه بی بند و باری و افسارگسیختگی، ميباشد!
زبرا رها نمودن افراد جامعه مطابق خواهشات نفسی شان بدون ضوابط، قواعد و مقررات، بی بند و باری را به بار مياورد که با اصل آزادی انسان كاملاً در تضاد قرار دارد .
در نزد آنها افراد دارای آزادی مطلق و بی قید و شرط بوده و هرچه بخواهند انجام ميدهند و هرچه نخواهند انجام نميدهند و در انجام دادن و ندادن يک عمل هيچ مانعی وجود ندارد، اجتماع حق ندارد که این به اصطلاح آزادی فردی را از اشخاص سلب نمايد و وظيفه حکومت اين است که از آزادی افراد حمايت نمايد تا افراد از آزادی کامل برخوردار گردند !
در منطق آمریکایی ها:
-هرگاه حکومت و مردم و یا فردی چی مرد باشد يازن، علاقمند انجام هر عملی باشد، ميتواند بدون كدام مانع قانونی انجام دهد، اگر چی عمل وی سبب فساد و بربادی جامعه و حتی باعث انقراض نسل بشری گردد !
- حکومت های شان می تواند هر کشوری را خواست إشغال نماید، و هر چقدر انسان را خواست بکشد و در هر جای میلش بود بمب بیفگند و .....
- صاحب شرکت هرچی خواست می تواند تولید نماید، اگرچی به ضرر انسان هم باشد !
حتی می توانند در ساختن و تولید آله های قاتله و جارحه و سلاح های مختلف النوع بخاطر کشتن انسان به شرطیکه مسلمان باشد با دیگر شرکت های تولیدی رقابت نمایند !
- سرمایه دار آزاد است از کجا پول بدست میارد و چی مقدار سرمایه سر هم می کند و باز در کجا مصرف می کند !
حتی بهترین تجارت در آمریکا، جاسوسی، روسپی گری، فروش مواد مخدر و قاچاق انسان شده است !
- این جنایتکاران به بهانه آزادي فردی، افراد و حکومت خودرا بی بند و بار ساخته و حتی به حیوانات وحشی اهلی نشده و افسار گسیخته، تبدیل نمودند !
و زمانیکه مکتب رمانتيکی خانم جرجساند فرانسوی، شکل گرفت، اين خانم آزادی خواه به گفته خودش، تمام ارزش های انسانی و اصول اخلاقی را که از روز ازل تا اين دم جزء پايه ها و اصول کرامت و عفت و شرف نیم دیگری از پیکره جامعه زنان شمرده ميشد، در زیر نام آزادی زنان، زير پای نمود !
از جمله عاشقان اين زن، آلفرد دو موسه شاعر فرانسوی بود که به خاطر درد و رنجي که از دست این زن ترقی خواه، فعال حقوق زن و آزاد اندیش دیده بود، وصیت نمود که هنگام تشییع جنازه اش خانم جرجساند نباید حاضر شود !
اسلام اصطلاح آزادی را در مقابل كلمه برده گی به کار می برد ، و در میان اصطلاح آزادی و بردگی تضاد وجود دارد!
اگر برده گی در عصر حاضر شكل قديمی اش را از دست داده ولی در كشورهای غربی و آمریکا همان سيستم برده گی قبلی به شکل مدرن، پيشرفته و مطابق با روحیه جاهلیت معاصر غربی وجود دارد!
بیایید یک مثال بزنیم :
اگر برده گی را به سلب اختيار و اراده، وياهم فروش جسم انسان، تعریف نماييم، مي بينیم كه در غرب و آمریکا تحت عنوان آزادی زن و دفاع از حقوق زن، و با شعارهای دروغین دیگر، زنان را از خانه به زیر دود کارخانه ها و در زیر چرخه رسانه ها راندند تا به عنوان کارگر ارزان قیمت از آنها، کار بگیرند و با سلب نمودن اختیار و اراده و با به نمایش گذاشتن جسم شان، کالای تجارتی شان اعلان شود !
و این بی بند وباری و برده گی انکشاف یافته خود را، نامش را گذاشتند ...... آزادی !!!
