موسیقی و ورزش با سبک آمریکایی !
1- موسیقی آمریکایی :
صحنه موسیقی آمریکایی مانند دیگر جنایاتش، صحنه آشفته است با غوغا و هیاهوی گوش خراش و کرکننده وحرکات اجتماعی دیوانه وار، ناموزون وخسته کننده ودرعین حال وحشت زا، که انسانیت انسان را فرار می دهد.
این موسیقی با ريتمهايی شديداً افسار گسيخته و اجراهايي بسيار بلند و ديوانهوار درميان جوانان و کهن سالان آمریکایی به اجراء گذاشته می شود.
آواز خوانان موسیقی آمریکایی از مرکز سینمایی هالیود لانه معتادین مواد مخدر وصادر کنندگان بیماری Hiv با آهنگهای راك يا به اصطلاح هوی متال و نظاير آن كه پستترين غرايز حيوانی را بر می انگيزد، هزاران جوان را به كنسرتهايی ميكشانند كه همیشه این کنسرت ها با آشوب، سر و صدا، بی نظمی های اجتماعی، اشپلاق، به جان همدیگر افتادن و بالآخره با شلیک گلوله، پايان می یابد !
انسان با مطالعه دقیق این صحنه ها درک می کند که این هنرمندان آمریکایی دارای اختلالات روانی بوده و مصاب به تیک توره هستند !
بعد از اشغال کشور ما توسط ملیشه های صلیبی آمریکایی و همپیمانانش، این موسیقی آمریکایی نیز تحت عنوان رشد هنر و تشویق هنرمندان ! در ضمن دیگر کالاهای تجارتی شان و در قالب برنامه های مانند ستاره افغان، شب موسیقی، آواز افغانستان و .... و ...... و ..... به سوی کشور ما صادر گردید تا جوانان کشور مارا علیه ضوابط، معيارها و ارزش های جامعه ای كه اين جوانان درآنها زاده شده و رشد نموده اند، استعمال نمایند و هم حس رها نمودن اميال و غرايز پست نفسی و روانی از قيد و بند هرگونه اصل عالی تر را در آنها تلقین نمايند !
جان کولمن در کتاب کمیته 300 صفحه 100 می گوید : "راک" معرف صداهای موسیقی نوجوانان یا "تین ایجر" "آرامش" کشف موسیقی پاپ همه نمادهای تهوع آوری، از استعمال مواد مخدر است.
2- ورزش آمریکایی :
اگرچه ورزش نقشی اساسی در سلامت تن وبدن و حتی شخصيت انسان دارد!
ولی در آمریکا ورزش به چيزی شبيه به يك دين تبدیل گرديده است !
سودایی شدن مردم آمریکا نسبت به ورزش و مبالغه و تبليغ بيش از حد درباره ورزش وتوجه بیش از حد به تن وعلاقه مندی افراطگرانه به ورزش کاران، در آمریکا و در مستعمراتش، اهميت گزاف و بی معنايی به آن بخشيده است.
در آمریکا قهرمانانی در ورزشهای مختلف هستند كه تنها در طول يكسال بيشتر از همه پولی كه بزرگترين دانشمند يا محقق غربی بتواند در طول يك عمر جمع كند، حقوق می گيرند.
قهرمانان ورزشی در كنار ستارگان سینمای هالیود و هنر مندان موسيقي پاپ، جامعهيی را در آمریکا ساخته اند كه خود را به پرستش تن و حس، کاملا تسليم نموده اند.
بزرگداشت بيش از حد ورزش و پرستيدن قهرمانان ورزشی ناشی از اهميت گزافی است كه در آمریکا به تن داده شده و بی ارتباط با اشتياق به لذت جويی های جسمی نيست كه مانند اعتياد به مواد مخدر و روابط جنسی افسارگسیخته، خود نمايی میكند.
پرستش قهرمانان ورزشی و ميل به ركارد شكنی دائمی، نشاندهنده يك وجه از اين دلمشغولی به تن است، در حالی كه جنبه بسيار ويرانگرتر همين گرايش را میتوان در استفاده از مواد مخدر و مشروبات الكلی، افسار گسیختگی روابط جنسی و نظاير آن ديد كه تماماً از تلاش نفس برای غرق كردن خود در لذتهای آنی و زود گذر جسمی و غريزی حكايت دارد.
بعد ازینکه آمریکایی ها ازین زندگی تجملی بی حد و مرز و ازین افسردگی و بیماری های روانی به ستوه آمدند، درشيوه زندگی شان، كشش و گرايشی دیگری شکل گرفت كه افراد جامعه را به زيستن در لحظه كنونی فارغ از همه تاريخ و گذشته و غرق شدن در طلب سرفرازی های لحظهيی و لذت حسی آنی، وا می دارد.
از دست رفتن معنای زندگی برای مردم آمریکا، آنها را به بيراههيی در جستجوی لذتهای آنی جسمی از طريق ورزش، بی بند وباری جنسی، استفاده از مواد مخدر، خشونت و جنايت، اشغال و کشتار دیگران و ... كشانده و همچنین آنها را به چرندیات گویی و سفسطه بافی مانند دموکراسی، جامعه مدنی، پلورالیزم، سکولاریزم، اگزیستانسیالیزم، پراگماتیزم، اومانیزم و ... واداشته است !
آمریکایی ها در سیر ومسابقه دراین آتش خانه موسیقی، ورزش و تن پرستی، زنان را نیز همرکاب خود ساختند، اکنون هیچ نوع موسیقی نیست که آمریکایی ها تحت عنوان رشد استعداد های زنان ! و هیچ نوع ورزشی نیست که آمریکایی ها تحت عنوان توانا سازی زنان ! زنان را مانند حیوانات، برهنه کرده درمیدان آن نکشیده باشند !
