فرق عُمده بین نظام اقتصادی اسلامی وغیراسلامی !
طوریکه واضح است ومتخصصین اقتصاد اسلامی نیزآنرا بیشترتوضیح داده اند که درجهان دودیدگاه اقتصادی مشخصی وجود دارد اولی اسلام عزیز است که ازمرجع آسمانی الهام میگیرد ومعیار اصلی آن کتاب الله وسنت رسول الله ( ص ) واجماع فقهاء ومجتهدین کرام میباشد ودیگرش وضعی بوده که بامتکی بر تلاشها و کاوش های تحقیقی بشر به میان آمده است یعنی گذاشته شده مفکوره بشر میباشد واین وضعی هم بخش مختلف زندگی جمع انسانهائی را دربرمیگیرد که ازاسلام عزیز که دین فطرت بوده بی بهره مانده وبه خود مشغول گردیده اند وبیشترین آن وابسته به دوسیستم یانظام عُمده ئی مرتبط است که درسطح جهانی مطرح شده است .
مانند نظام سرمایداری ( کاپیتالیزم ) ونظام اشتراکی یا کمونیزم که هریک برای مکتب فکری خود متبعین وپیروان خاص خودرا دارا میباشد .
باید متذکرشد که نظام کمونیزم مولده یی ازنظام سرمایداری است یعنی باتطبیق نظام سرمایداری درجامعه بوجود آمد وتا چهار دهه قبل ازامروز درسطح جهان منحیث یک قدرت بزرگ هیولائی نظام دیکتاتوری که همه عرصه های اقتصادی ، سیاسی ونظامی را دربر میگرفت درسطح بین المللی مطرح شداماازینکه موسسین آن مارکس وانگلز ولنین وهمچنان سایرافراد وپیروان آن اکثراً مردمان کوردل وعقده مندی بودند وعلی الخصوص دربرابر سرمایداران ودارندگان مالکیت فردی و شخصی وتفکرسکتورخصوصی حساسیت های جدی خودرا داشتند ودرعین حال شعارشان ماده پرستی وبرضد دین وعقاید وارزشهای معنوی بشر به پیش میرفت وازقدرت وتوان نظامی خویش درسطح جهان یک نظام استبدادی را بوجود آوردند که همه تجمعات ونهادهای بشری وکشورهای جهان ازآن درهراس افتیده بودند بنابرین باتجاوزمغرورانه آشکار ووحشیانه اتحادشوروی سابق درافغانستان که شکست مفتضحانه یی آنان را درپی داشت قوت استکباری واستعماری آنها ازهم پاشید وگلیم مفکوره اشتراکی ازجهان برچیده شد .
باید گفت اگرچه برخی ازکشورهای بزرگ وکوچک دیگری چون کشور چین وکیوبا وامثالهم درسطح جهان این طرزتفکررا بادیدگاه های مختلفی دنبال میکنند ولی ازآن هیبت وهیکل هیولائی که قبلاً درسطح جهان داشتند امروز دیده نمیشود . ( الحمد لله )
به هرحال بآنکه هردونظام سرمایداری وکمونیستی که درمیان هم اختلاف روشن و عمیق خودرا داشته یعنی یکی راه افراط را میپیماید که مالکیت فردی را همه چیز میدانند ودیگری به تفریط فرو رفته است که درتقابل بامالکیت فردی قرارگرفته ومالکیت اجتماعی را همه چیز میدانند اما فراموش نبایدکرد که بآنهم هردو دریک نقطه باهم توافق نظر دارند وآن اینکه هردو سرمایداری وکمونیستی فقط برمادیات میاندیشند وسیستم اقتصادی آنان به اساس آن استوارمیباشد ودرآن اخلاقیات ومعنویات هیچ کدام ارتباط و دخلی ندارد .
اما برعکس نظام اقتصادی اسلام تمرکز برخود انسان داشته و معتقد براین هست که جامعه بشری میتواند بامتکی بر معنویات واستفاده ازمنابع مادی موجود درروی زمین خویشتن را به قلّه های بلند رفاه و سعادت دارین برساند ، یعنی هرزمانی انسان سالم ازلحاظ عقیده وعمل مسئولیت اموررا به عهده گرفت وتمامی فعالیتهایش را درپرتو ایمان وتقوا واعمال صالحه به پیش بُرد نتایج عملکردهای آن نیز مثبت ومطلوب بدست میآید .
بنابرین مسلمان هدفمند ومسئولیت پذیر بریک قاعده وفورمول جامع توجه جدی خویش را مبذول داشته باشد وآن اینکه اگر شخص به هراندازه ایکه دریک فن ورشته مهارت وتخصص داشته باشد اما درعین حال خائن باشد اوهیچگاهی نمیتواند به دین وملت وکشور خود کاری را انجام بدهد که مفید وسودمند باشد یعنی تداوم فعالیت همچوافراد درنظام وجامعه تداوم خرابی وفساد بیشتری خواهد بود ودرمقابل اگریک شخص صادق وامین ولواینکه مهارت دریک فن ورشته نداشته باشد اماپیگیر وتلاشگرباشد میتواند به مرورزمان ماهرشده ونفعش هم به خود وهم به جامعه برسد .
وخُلاصه کلام اینکه انسان ماهر وخائن هیچگاهی به جامعه ونظام مفید وسود مند واقع نمیشود بلکه اوضاع را خرابتر میسازد .
اما انسان صادق وامین به مرور زمان میتواند ماهرگردد که نفعش هم به خودش برسد وهم به جامعه ونظام .
ودرفرجام قابل یاددهانی میدانم که برنامه های روشنگر نظام اقتصادی اسلام همه جانبه بوده وفلاح ورستگاری دین ودنیای شخص وافراد جامعه را تضمین مینماید .
اما تطبیق برنامه های نظام اقتصادی سرمایداری وکمونیستی درزندگی انسانها نه تنها مشکلات اقتصادی بشررا حل نمیکند بلکه ظلم وتشدد وبی عدالتی های اجتماعی که درآن نهفته است به شدت چالش زابوده وجوامع بشری را به سوی نابودی وهلاکت میکشاند .
امیدوارهستیم مسئولین نظام موجود ازوابستگی های فاجعه بارخویشتن وجامعه را نجات داده وبرای نجات فقراقتصادی افراد جامعه برنامه های سالم وسودمند نظام اقتصادی اسلام را بکاربیاندازند واجتماع انسانی ورعیت خویش را ازتهلکه هرچه بیشتر نجات دهند .
ومن الله التوفیق
حقیر الی الله
