صدیق مخترع مظلومانه زیست و مظلومانه این ظلمتکده را امروز الوداع گفت
انا لله و انا الیه راجعون !
خیلی اندوهگین شدم, خداوند حکیم او را ببخشاید.
سال ها پیش او را نزد عبید الله رامین که تازه وزیر زراعت شده بود, بردم و از وی جدی خواستم که صدیق مخترع را در قسمت اختراع دستگاه پرتاب آب از دریای کابل به کوه های آسمایی و شیردروازه غرض سرسبزی و نهالشانی,به عنوان یک وزیر مدعی مسلکی و دلسوزی ,کمک نماید تاهم کوه های خشک و سوخته شهر کابل سرسبز شود و هم نام نیک برای خود کمایی نماید.
پیش از این , قاری صدیق احمدی تاجر متوسط کابلی ما, مبلغ چند لک افغانی را به او داد و یک سرای خود را در شهر کهنه کابل در اختیارش گذاشت تا دستگاه اختراع کرده خود را, در آنجا با کمک تنی چند از فلزکاران , بسازد.
مرحوم مغفور صدیق مخترع, دستگاه استخراج یا پرتاب آب خود را که شکل ابتدایی و آزمایشی داشت, در آنجا آماده و به کناره دریای کابل نزدیک پل آرتل انتقال داد, دستگاه که شبیه یک دایره بزرگ فلزی ارد مانند بود, توسط یک لاری کلان به آنجا آورده شد, مخترع فکر می کرد که فشار جریان دریا , آن چرخه یا دایره بزرگ فلزی را به حرکت آورده و بدون مصرف هیچگونه انرژی برقی و یا حرارتی به پرتاب آب به مقدار زیاد و مورد نیاز خواهد پرداخت .
مرحوم مخترع می اندیشید که با انکشاف این دستگاه خودکار و بدون انرژی, می توان از دریا های مختلف کشور غرض آبیاری, استفاده عملی و آسان کرد و جلو ضیاع آب های خدادادی افغانستان را خصوصا به کشور های همسایه گرفت.
متأسفانه, اختراع او نیارمند تصحیحات و ترمیمات دیگر بود که نه از توان مالی یا اقتصادی مخترع ساخته بود و نه قاری صدیق احمدی.
بلی, من در چنان شرایط حساس اختراع دستگاه متذکره او را پیش وزیر زراعت جمهوری اسلامی افغانستان ! بردم, اینکه با او و اختراع آن خدابیامرز , شخص وزیر و سایر مسؤلان آن وقت آن وزارت چه کردند, به من دیگر مربوط نبود و...
هیهات و هزاران افسوس که چه استعداد های در این... هدر می روند !!!
