فرق بين يقين و علم
دوکتورصاحب ابوبکرمتقی
روایت است در یکی از شبها حبيب در آوردن غذای شب تأخیر کرد، إمام الحسن البصري از او سوال کرده گفت: ای حبيب نان شب کجا شد ما را گرسنگی کشت؟
حبيب گفت: یا إمام فقيري آمد و هر آن چیزی که در نزد ما بود، من برايش دادم زیرا من از شما شنيده بودم که می گفتید: ایمان آن است که اعتماد ات در آنچه که در نزد خدا است قويتر بأشد نسبت به آنچه در دست خودت است.
البصري گفت: ای حبيب تو شخصی هستی که يقين ات زياد و علم ات کم است، چی می شد آگر غذا را دو تقسیم می کردی، نصف آن را برای فقیر می دادی و نصف آن را برای ما می گذاشتی تا گرسنگی خود را رفع نموده نیرو می گرفتيم؟
تا هنوز بگو مگوی حسن بصري و حبيب تمام نشده بود که دروازه دق الباب شد و حبيب دروازه را باز کرد که ناگهان عقب دروازه غلامی ظرف مملو از غذاهای متنوع را با خود آورده و برای حبيب گفت:
اين غذا ها از طرف آقایم برای شما تحفه است.
حبيب تبسم کرده گفت: ای إمام شما شخصی هستید که علم تان زياد و يقين تان کم است.
امام الحسن البصري تبسم نموده گفت،:
یا حبيب ما از تو پیشی گرفتيم و لكن تو برنده شدي.
بخدا سوگند که يقين ما در همه چیز " در ثروت، در رزق و روزی، در نصرت و پیروزی، در تقوا و پرهیزگاری و شفا یابی، بسیار اندک است پس به پروردگار تان اعتماد کنید.
یکی از علامات يقين اين است اینکه بدانی خداوند متعال مهربان تر است از اینکه قلب بنده اش را شکسته ببيند و آن را مرهم و جبران نکند.
تبصره: انسان بايد غم و اندوه را پشت سر خود بگذارد و به خداوند (ج) يقين داشته باشد و دايماً متفائل و خوشبین بوده و هرگز ناامیدی را به خود راه ندهد زیرا خداوند متعال بر همه چیز قادر و توانا است.
ای پروردگارا به برکت اين روز مبارک جمعه برای ما بندگان ات يقين فراوان نصيب گردان.
